پيامدها و دستاوردهاي سياسي ـ فرهنگي ـ اقتصادي دفاع مقدس
در جنگ و دفاع مقدس هشت ساله، به اين نتيجه رسيديم كه بايد بر روي پاي خود بايستيم و به اين خودباوري دست يافتيم كه، ميتوان ساليان سال عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها مبارزه كرد؛ همچنان كه حضرت امام(ره) فرمودند: «ما در اين جنگ، اُبهت دو قدرت شرق و غرب را شكستيم.»
شكستن اُبهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنههاي نبرد و جنگ، بلكه در تمامي صحنهها به دست آمد. با خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده در مردم، به پيشرفتها و ابتكاراتي دست زديم كه تحسين دوست و دشمن را برانگيخت. درتحريم اقتصادي، صبورانه با روحيهي قناعت و صرفهجويي مقاومت كرديم و اقدام به ساخت وسايل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودكفايي در كالاها و محصولات اساسي پيش رفتيم و در يك جمله؛ ملت ما ثابت كرد كه، اگر بخواهيم، ميتوانيم و اينها همه از بركات جنگ تحميلي و تحريمهاي مختلف بود كه به قول امام(ره): «اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج كارشناسان خارجي،تحفهاي الهي بود كه ما از آن غافل بوديم»؛ و اين وصيت رهبر خودباور جامعه است كه «انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسي به شما در رسيدن به هدف،كه ]همان[ اسلام و پياده كردن احكام اسلام است، كمك كند. خود بايد به اين امر حياتي كه آزادي و استقلال را تحقق ميبخشد، قيام كنيد.»
2. شكوفايي استعداد و خلاقيت
از جمله تحولاتي كه در جنگ طولاني هشت ساله رخ داد، بروز خلاقيتها، نوآوريها و اعمال بديعي بود كه در ابعاد مختلف صورت گرفت. از ابتكار عملهاي داهيانهي رهبر فقيد انقلاب اسلامي در مسايل و تصميمات استراتژيكي جنگ گرفته، تا ابتكارات و نوآوريهاي نيروهاي بيادعا و خالص بسيجي.
در مورد حركت هوشيارانهي شركت دادن نيروهاي مردمي در جنگ، به ياد داريم كه اين امر با مخالفت ليبرالها و جناح بنيصدر معزول روبهرو گرديد. آنها معتقد بودند كه جنگ را تنها بايد به ارتش واگذار كرد، ولي حضرت امام(ره) به دليل آگاهي عميقي كه از اهداف بنيادي دشمن، مبني بر براندازي نظام و انقلاب داشتند، راه چاره و رفع توطئه را در اين ميديدند كه ملت به مثابهي قيام پيروزمندانه در مقابل رژيم ستمشاهي، در جنگ نيز يكپارچه به مقابله برخيزند و اين استراتژي، البته تأثيري عميق و شگرف بر روند پيروزيهاي جبههي حق گذاشت؛ و بدين ترتيب بود كه راه بروز خلاقيتها و ابتكارات از سوي نهادهاي رسمي و غير رسمي مربوط در جنگ هموار گرديد. خلاقيتهاي بيشمار در زمينهي تدارك تجهيزات جنگي و لجستيكي ـ مانند ايجاد پلهاي خيبر و اروند رود ـ نقش ويژهاي در پيروزي عملياتها ايفا نمود.
3. رشد باورهاي ديني
رشد باورهاي ديني در دوران دفاع مقدس بسيار چشمگير بود. همه چيز ما در جبهه و پشت جبهه، رنگ و صبغهي الهي به خود گرفته بود. ميادين نبرد و سنگرهاي رزمندگان، آكنده از حضور خدا و اهل بيت(عليهم السلام) بود. نيايشها و شب زنده داريها و توسل خالصانهي رزمندگان و امت شهيد پرور به ائمهي معصومين(عليهم السلام) فضاي كشور را به عطر ايمان و معنويت معطر كرده بود و روح عبوديت در مردم موج ميزد؛ حتي بيتفاوتهاي جامعه در اين فضاي معنوي به خود آمده، تحول عميق دروني در آنها ايجاد شد.
خوشــا روزي كه گـرم جنگ بوديم
ميـان رنگها بـــيرنگ بـوديـم
دل هركس شهــادت را طلب داشت
حديث عشق و مستي را به لب داشت
خوشـا تنـهايــــي شبهـاي سنگر
كـه دل بـود و تمــنا بـود و دلـبر
4. تولد تفكر بسيجي
تفكر بسيجي كه ايدئولوژي كارآمد دفاع مقدس بود، در مدرسهي عشق امام راحل(ره) عينيت يافت و تربيتيافتگان اين مدرسه، زيباترين حماسهها را در تاريخ رقم زدند و امروز قداست و طهارت بسيج مرهون ايثار و شهادتطلبيهاي بسيجيان دوران دفاع مقدس است، كه هرگز نبايد مورد مصرف سياسي و صنفي قرار گيرد.
بعد از اشغال لانهي جاسوسي امريكا در ايران توسط دانشجويان پيرو خط امام، حضرت امام در طي يك سخنراني خطاب به اعضاي ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمودند كه بايد ارتش 20 ميليوني تشكيل شود. امام(ره) با اشاره به اين مطلب كه«مملكت اسلامي همهاش بايد نظامي باشد» و اين كه «اگر كشوري 20 ميليون جوان دارد، بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد»، توجه فرماندهان سپاه را به اين امر مهم معطوف داشتند.
به دنبال فرمان امام، در طي مدت كوتاهي حدود يك ميليون و دويست هزار نفر در سراسر كشور در واحدهاي سپاه ثبت نام كردند،كه بعداً به چندين ميليون نفر رسيد. اينها از اقشار مختلف مردم بوده و اغلب در جريان انقلاب آموزشهايي هم ديده بودند.
بعد از رهنمود امام، ستاد ويژهاي تحت عنوان واحد بسيج مستضعفين در سپاه به وجود آمد و امر آموزش و سازماندهي نيروهاي مردمي را در سراسر ايران به طور ضربتي به عهده گرفت.
دربارهي نقش نيروهاي مردمي، ميتوان گفت كه حضور آنها در نيروهاي منظم و نامنظم، به تقويت روحي و رزمي سپاهيان اسلام منجر شد. به علاوه، آنها در مسألهي تغذيه و تدارك جبهه، كندن سنگرهاي انفرادي و اجتماعي، رساندن مهمات، ساختن پل، گشت زني، كسب اطلاعات و تأمين نياز انساني جبههها، نقش عمدهاي ايفا كردند. اين نيروها در داخل شهرها نيز نقش مهمي در تهيهي تداركات براي جبهه، مسايل مربوط به مبارزه با ضد انقلاب و مراكز فساد، و غيره داشتند. در قسمتهاي ديگر، نهادهايي در رابطه با جنگ به وجود آمدند؛ مثل ستاد بسيج اقتصادي، بنياد امور جنگ زدگان، ستاد تداوم امداد به مناطق جنگي، ستاد جنگهاي نامنظم و غيره.
5. رشد فضايل اخلاقي و معنوي
از بركات ديگر دفاع مقدس، رشد فضايل اخلاقي و معنوي در افراد و تقويت ارزشهاي اجتماعي بود؛ به طوريكه همهي اقشار ملت تحت تأثير اخلاق رزمندگان و فضايل انساني خانوادهي آنان قرار داشتند؛ به ويژه موقعي كه مراسم تشييع شهدا برگزار ميشد، همگان شركت فعال داشته، از فضاي معنوي آن بهرهمند ميشدند.
بسيار ديدهايم يادگاران عزيز جنگ را كه بر سوگ از دست دادن جبهه و جنگ سخت ميگريند. گريهي آنان در حسرت خونريزي و خشونت جنگ نيست، بلكه براي از دست رفتن آن فضاي روحاني و معنوي است. بچههاي جنگ در آن فضاي معنوي به تصفيه و تزكيه ميپرداختند و دل خود را به نور حق مصفا ميكردند و به فرمودهي امام راحل(ره) راه صد ساله را يك شبه ميپيمودند؛ بدان گونه كه «پير ميكدهي عشق» آن رزمندهي سيزده ساله را رهبر خويش ميخواند و در «نماز عشق خود» به او اقتدا ميكند. اين بُعد از جنگ، يكي از زيباترين ابعاد جنگ است، از اين رو آشنايي با آن و زمينهي ايجاد شناخت آن، نياز مبرم جامعه خصوصاً جوانان است و اين مستلزم عبور از سطح ملموس جنگ و نقب به بطن و حقيقت جنگ است.
6. تحول در صنايع دفاعي كشور
جنگ تحميلي با توجه به نوپايي آن، نتايج بسيار با ارزش و مؤثري به همراه داشت. شرايط جنگي و فوقالعادهي كشور، فشارها و نيازها، يكي از بهترين فرصتها براي رشد صنايع و واحدهاي توليدي كشور محسوب گرديد و باعث شد جوانان متعهد، با خلاقيت و ابتكار دست به فعاليتهاي وسيعي جهت رفع نيازهاي روزمرهي جامعه ـ خصوصاً جنگ تحميلي ـ بزنند، كه در اين ميدان مبارزه، با حداقل سرمايه و امكانات دست به نوآوريهاي بزرگي زدند كه همين جرقههاي كوچك و ناچيز در اوايل جنگ نضج پيدا كرد و امروز در دوران سازندگي، استمرار آن خلاقيتها را در حركتهاي كلان اقتصادي و صنعتي به وضوح مشاهده ميكنيم.
يكي از مهمترين بركات جنگ، همين ابتكارات و نوآوريها در جنگ بود كه باعث شد شعار زيباي نياز ايراني بايد به دست ايراني برطرف گردد، از حالت آرماني به واقعيت تبديل شود و اولين جرقههاي اميد در دل جوانان اين مرز و بوم كه «ميتوان به خود متكي بود و كشوري مستقل داشت»، درخشيدن بگيرد.
معاملات تسليحاتي در دنياي كنوني، معادلات خاصي دارد؛ به طوري كه كشور فروشنده با فروش تسليحات به كشور خريدار، نوعي وابستگي نظامي را به خريدار تحميل ميكند و به گونهاي عمل ميشود كه بدون كشور فروشنده، تسليحات بدون استفاده باقي بماند. اگر به روابط تسليحاتي كشورهاي جهان سوم و خصوصاً كشورهاي عربي خليج فارس نگاه كنيم، به وضوح صحت اين مطلب را ميبينيم. تمام اين كشورها با خريد تسليحات، مجبور شدهاند چندين پايگاه نظامي خود را به كشورهاي فروشندهي تسليحات واگذار نمايند.
اين وضعيت و استعمار نو، در ايرانِ پيش از انقلاب نيز حاكم بود و جالب اين كه دشمنان انقلاب با همين پيش فرض، بعد از حملهي رژيم بعث عراق به ايران اسلامي، به واسطه خارج شدن وابستگان نظامي خارجي، فكر ميكردند تمام حركتهاي نظامي ايران راكد خواهد ماند و به زودي جمهوري اسلامي ايران شكست خواهد خورد.
به حول و قوهي الهي و رهبري داهيانهي حضرت امام(ره) و با رشادت و خلاقيت جوانان غيور و با ايمان اين كشور، تحولات شگرفي رخ داد. بيشك ميتوان گفت اگر جنگ نبود، و كشور در محاصرهي اقتصادي و سياسي دنيا قرار نميگرفت، اين پيشرفتهاي عظيم تسليحاتي و نظامي در كشور حاصل نميشد.
7. تزكيهي نظام اداري كشور
يكي از بركات جنگ، تزكيه و پالايش نيروهاي ضد انقلاب، به ويژه ستون پنجم، از نظام اداري كشور بود.
بدين طريق كه چون جنگ خارجي و اقدامات ستون پنجم داخلي به طور همزمان پيش ميرفت، عوامل وابسته به دشمن خارجي، خواه ناخواه دست به اقداماتي زدند كه اگر چه باعث خسارتهايي شد، اما موجبات افشاي آنها و تصفيهي ادارات را فراهم كرد.
اگر به اقدامات ليبراليسم وابسته در معوق گذاشتن استخدام نيروهاي انقلابي از يك سو، و تعطيلي ادارات به بهانهي پاكسازي از سوي ديگر توجه كنيم، ميتوانيم بفهميم كه دشمن در حملهي نظامي خارجي، تا چه ميزان روي اقدامات ستون پنجم خود حساب ميكرد. بروز جنگ، هواداران راستين انقلاب را روي اين نكته بيشتر حساس نمود و به رغم مقاومت ليبرالهاي وابسته، انقلاب را از گزند ستون پنجم حفظ كردند.
8. حضور داوطلبانهي مردم در جبههها
رژيم عراق قصد داشت سه روزه به اهداف نظامي خود برسد. صدام قول داده بود كه سه روز پس از شروع حمله، در اهواز سخنراني كند. شواهد چند روز اول جنگ نيز حاكي از احتمال وقوع اين پيش بيني بود، اما اول از همه مردم دلاور خوزستان و ديگر استانهاي مرزي مانع از تحقق اين امر شدند. مردم خوزستان كه صدام ماهها تبليغ كرده بود تا به خيال خود، آنها را عليه جمهوري اسلامي بشوراند، دليرانه ايستادند و جنگيدند. سپس نيروهاي مردمي به فرمان امام از سراسر كشور در جبههها حضور يافتند و مانع تجاوز و توسعهطلبي سران حزب بعث شدند.
عملياتهاي طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس، رمضان و ... نبردهايي بود كه در آن مردمي بودن جنگ، آشكار شد و حضور آنان همراه با پيروزيهاي بزرگي براي كشور ما همراه بود. احتياجي به آمار و ارقام دال بر حضور خيل عظيم مردم در جبههها نيست. ما خود، شاهد اعزام داوطلبانه و چشمگير مسلماناني معتقد و كار آمد به ميادين جنگ بوديم. آنها جنگ را در بُعد اقتصادي تقويت كردند، و با صبر و استقامت خويش بر مصائب و مشكلات ناشي از جنگ فايق آمدند. حضور مردم در راهپيماييها و مراسم دعا و نيايش، جمعه و جماعات، رزمندگان و مسؤولان ادارهي جنگ را تشويق ميكرد تا با صلابت به دفاع بپردازند. اما انگيزههاي حضور گستردهي مردم در جبهه عبارتند از:
الف. احساس تكليف براي دفاع
يك مسلمان، انجام تكاليفي مثل جهاد را كه خداوند برايش مقرر كرده، واجب ميداند و براي اداي آن حاضر است از همه چيز خود بگذرد. مردم ما و رزمندگان، شركت در جنگ را يك تكليف شرعي، ملي و انقلابي ميدانستند و با امام و رهبرشان همصدا بودند كه؛ «ما هدفمان اين است كه تكليفمان را عمل كنيم. تكليف ما اين است كه از اسلام و ثغور آن صيانت كنيم. كشته شويم تكليف را عمل كرديم، بكشيم هم تكليف را عمل كرديم.»
اين انگيزهي قوي مذهبي، نيرويي بود كه ملت ما را به عرصهي مصاف با دشمنانش ميكشاند.
ب. دفاع ازموجوديت اسلام و انقلاب اسلامي و حفظ تماميت ارضي كشور
استكبار و ايادياش با تحميل جنگ، نابودي اسلام و موجوديت انقلاب اسلامي را هدف قرار داده بودند. مردم ما كه آگاه به اين توطئهي نظامي دشمنان بودند، با حضورشان در جبهه، مانع تحقق آن شدند. از سوي ديگر، آنها مطلع بودند كه تا به حال هر جنگي كه در كشور ما درگرفته، منجر به تجزيهي بخشي از خاك كشورمان شده است. براي نمونه، طي دو جنگ ايران و روس، شهرها و سرزمينهايي به اندازهي نصف فعلي كشورمان از ايران جدا شد. اما اين بار در جنگ تحميلي عراق عليه ايران با بينش بالاي تاريخي خود، جلوي تجزيهي ايران را گرفتند و تماميت ارضي آن را حفظ كردند.
9. سنجش ظرفيت دفاعي مردم
در هر فرهنگي، ذهنيت خاصي در مردم براي دفاع از ميهن وجود دارد. بيشتر كشورها با برانگيختن احساسات ناسيوناليستي، سعي در بسيج نيروها براي دفاع از كشور دارند. تلاش براي حفظ موجوديت و زنده ماندن، و نيز استفاده از مفاهيمي چون مقابله با اهريمن و ظلمت، راههاي ديگري براي مقابله با تجاوز دشمن است. ولي در جنگ تحميلي، فرهنگهاي خاصي از دفاع به وجود آمد كه برآمده از ارزشهاي اسلامي بود. ارزشهايي چون جهاد، شهادتطلبي، پياده كردن حاكميت الهي، نفي سلطهي كافران بر امور مسلمين، ولايتپذيري و ظلمستيزي از جمله عناصر سازندهي اين فرهنگ بود و بنا به فرمودهي پيامبر(ص) كه «حب الوطن من الايمان» ميهن دوستي با ايمان همسو ميگردد.
اين فرهنگ، قدرت حماسي شگفتآور خود را در جنگ نشان داد و به رغم پشتيباني همهي قدرتهاي جهاني از نيروهاي بعثي، 2800 روز دفاع غرور آفرين خود را پشت سر گذاشت و با سربلندي و پيروزي، تجربهي موفقي در كارنامهي كشور به ثبت رساند، كه ازگذشته تا كنون سابقه نداشته است.
10. نيروهاي مردمي عشايري
عشاير، يكي از مهمترين بخشهاي مردمي در جبهههاي جنگ حق عليه باطل هستند. اين مردم غيور و شجاع، همواره نقش خود را در لحظات حساس تاريخ ايفا كردهاند. در حال حاضر نيز نقش خود را به خوبي ايفا ميكنند. بسيج عشايري طوايف ايران در صحنههاي جنگ، با تمام قدرت ادامه داشت. تك تيراندازان هفتاد سالهي عشاير در جنوب و غرب كشور كه در پشت سنگرهاي داغ دشت و كوه نشسته بودند، برنوهاي خود را نشانه گرفته، بدون اين كه حتي يك تيرشان به خطا رود، خالي سرخ بر پيشاني مزدوران بعثي مينشاندند.
مجموعه خصلتهاي عشايري ايلات ايران ـ يعني آزادي، آزادگي، قداكاري و ايثار در راه اسلام ـ هميشه نقشههاي شوم استعمارگران و ايادي آنها را نقش بر آب كرده است. عشاير به عنوان يك ركن قوي در حراست از مرزهاي ايران، بايد همواره مورد توجه باشند، و از همين رو حضرت امام در مورد عشاير فرمودند: «عشاير ذخاير انقلابند.»
نيروهاي مردمي در همهي صحنهها ـ از روستا گرفته تا شهرهاي كوچك و بزرگ ـ در كوهها، كويرها و دشتها و همهي صحنههاي نبرد حضور داشته، يار و ياور نيروهاي نظامي بودند.
11. تجارب سياسي
يكي از بركات دفاع مقدس، كسب تجارب سياسي در حوزههاي داخلي و خارجي است.
در جريان جنگ تجربه كرديم كه ما در دنيا تقريباً تنها هستيم و تنها پشتوانهي ما، نيروهاي مردمي دركشورهاي مسلمان و مردم جهان ميباشند، كه به دليل سلطهي رژيمهاي وابسته، دفاع فعال و عملي آنها از انقلاب با مشكلات اساسي روبرو بود. ولي به رغم اين مشكلات، نيروهاي مردمي ملل منطقه كمك كردند.
يكي ديگر از تجارب سياسي ما، ضرورت سازماندهي و تشكيلات بود. به هنگام حملهي غافلگيرانه دشمن به 800 كيلومتر از مرزهاي جنوب و غرب، ضرورت ايجاد سازماندهي و تشكيلات قوي نظامي و مردمي متناسب با ويژگيهاي انقلاب اسلامي مشخص شد.
ضرورت فعال شدن سياست خارجي در زمان جنگ براي توسعهي منابع قدرت انقلاب و به كار گرفتن امكانات در خارج از كشور، يكي ديگر از تجارب انقلاب اسلامي بود؛ به طوري كه اتخاذ ديپلماسي تماس با كشورهاي برادر، دوست و حتي غير متخاصم، يكي از حركتهاي وزارت خارجهي جمهوري اسلامي را تشكيل ميداد.
هماهنگي رسانههاي گروهي با جنگ و ضرورت گزارش اخبار جنگ از كانال مشخص و مورد تأييد شوراي عالي دفاع، يكي ديگر از تجارب سياسي حاصل از جنگ بود.
تجربهي ديگر ما، مبارزهي فعال با ضد انقلاب داخلي توأم با نبرد گسترده عليه تجاوز خارجي بود. در شرايطي كه صدام امريكايي به ايران انقلابي تجاوز كرده بود، كليهي گروههاي وابسته در كردستان، ديگر نميتوانستند انگيزهاي براي مقابله با حاكميت انقلابي مردم و انقلاب اسلامي داشته باشند.
12. تجارب اقتصادي
يكي از بركات اقتصادي جنگ، شناخت و معنويتگرايي در بخش مايحتاج عمومي بود.
مديريت انقلاب اسلامي با تكيه بر معنويت انقلاب، ميتوانست زمينهي مساعدي براي حركتهاي بنيادي در ابعاد مختلف مورد نياز خود به دست آورد. براي مثال، يكي از سنتهاي مردم ايران به دليل تهاجمات مكرر بيگانگان و ايجاد قحطي در مراحل خاص تاريخي، سنت ذخيره سازي بود. اين سنت در شرايط جنگي ميتوانست ضربهي كاري بر اقتصاد انقلاب در شرايط جنگ بزند؛ چرا كه با هجوم مردم و خريد گستردهي كالاهاي ضروري و مورد نياز، قحطي مصنوعي رخ ميداد. امّا معنويتگرايي مردم به عنوان يكي از اساسيترين ويژگيهاي انقلاب ما، مانع از ضربهپذيري اقتصاد انقلاب خصوصاً در زمان جنگ شد. هر چند كه قشر رفاهطلب جامعهي ما دست از ذخيرهي مواد اوليه و مورد نياز نكشيدند، ولي اكثريت مردم مسلمان ما مراعات شرايط سخت آن روز را ميكردند.
يكي ديگر از تجاربي كه در حوزهي اقتصادي در شرايط جنگ كسب كرديم، توزيع عادلانهي كالا بود.
توزيع عادلانهي كالا ميتوانست مواد ضروري و مورد نياز زندگي اكثريت مردم را با قيمت مناسب در اختيار آنها قرار دهد و زمينههاي نارضايتي عمومي را از بين ببرد؛ چرا كه محدوديت كالاهاي مورد نياز عامه و تقاضاي بيش از حد مردم در شرايط جنگي، ميتوانست تورم سنگيني بر مردم محروم ما تحميل كرده و زمينههاي مانور ضد انقلاب را براي تاختن بر انقلابيون فراهم كند و مثل مگسي روي زخمهاي طبيعي يك انقلاب نشسته، فساد خويش را توسعه بخشند، تا شايد بتوانند منافع از دست رفتهي خود را تجديدكنند. اساساً در جنگهاي گستردهي نظامي، آنقدر فشارهاي اقتصادي و تورم شديد است كه نارضايتيهاي عمومي موجب تغيير مكرر دولتها ميشود. اين بود كه توزيع عادلانهي كالاهاي ضروري و مورد نياز عامهي مردم، يكي از مهمترين تجارب اقتصادي ما در شرايط جنگي بود. بر اين اساس بود كه كالاهايي مانند بنزين، شكر و قند، برنج، روغن و ديگر كالاهاي ضروري و اساسي بر اساس سيستمهاي خاصي سهميه بندي شد.
سومين تجربهي اقتصادي حاصل از جنگ، ذخيرهي مواد اوليه و ضروري زندگي عامهي مردم توسط بخشهاي مسؤول بود؛ چرا كه جنگ دراز مدت و مردمي ما نياز مبرمي به اين ذخيره سازي داشت؛ به طوريكه اگر مواد اوليه و ضروري زندگي عامهي مردم براي سالهايي كه مردم در جنگ به سر ميبرند، به اندازهي كافي ذخيره نشود، امكان مقاومت نيروهاي مردمي درجنگ فرسايشي و در دراز مدت از بين ميرود. اين است كه براي حفظ موجوديت استقلال انقلاب، ضروري بود كه مديريت انقلاب قدرت ذخيرهي كالاهاي مورد نياز و ضروري مردم و جنگ را تا چند سال بالا ببرد.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ، خارج كردن «بودجه» انقلاب از تكيهگاه نفتي آن بود. بودجهي انقلاب تا حدود 75 درصد متكي به نفت بود؛ يعني 75 درصد از منابع درآمد اقتصادي ما را نفت تشكيل ميداد. با توجه به احتمال قوي بمباران منابع و تأسيسات اقتصادي از جمله منابع نفت، ميبايست ضربهپذيري قدرت اقتصادي انقلاب در اين زمينه كاهش مييافت، از اين رو نياز به اين حركت انقلابي در زمان جنگ بسيار ملموس شد؛ به خصوص هنگامي كه توليدات نفت ما به چيزي كمتر از سيصد هزار بشكه در روز رسيد. بنابر اين، لازم بود منابع توليد درآمد خود را توسعه بخشيده، بودجهي انقلاب را از وابستگي شديد به نفت رها كنيم.
بر اين اساس بود كه شهيد رجايي اعلام نمود: «ما نفت را براي سوزاندن و استفادههاي مادي نميخواهيم، بلكه از آن در جهت مبارزه با امپرياليسم استفاده خواهيم كرد؛ چرا كه از نفت هم به عنوان سلاح ميشود استفاده كرد.»
آن شهيد بزرگوار در جايي ديگر ميگويد: «من اميدوارم كه هر يك پيچي كه در نبودن درآمد نفت ساخته ميشود، به اندازهي يك كارخانهي ذوب آهن در ساختن مردم كشور ما نقش داشته باشد.»
اگر انقلاب اسلامي و نيروهاي مردمي ما بتوانند با مصرف كمتر و توليد بيشتر، بودجهي خود را از وابستگي به نفت نجات دهند، با عدم صدور نفت ميتوانند ضربهاي اساسي به اقتصاد غرب وارد آورند، و حركتي اساسي در جهت بهبود اقتصاد مريض به ارث مانده بنمايند.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ «سياست صرفهجويي در تمام زمينهها بود». صرفه جويي و جلوگيري از خرجهاي غير ضروري، زمينهي مساعدتري براي مقاومت نيروهاي خودي در عرصهي اقتصادي با دشمن فراهم ميكرد. سياست صرفهجويي دولت در شرايط جنگ، توانست ميلياردها تومان به بودجهي كشور كمك كند و كسري بودجه را تا حدودي كنترل نمايد.
جلوگيري از ورود كالاهاي غير ضروري و مصرفي و لوكس و كنترل ذخيرههاي ارزي كشور و توسعهي منابع درآمد دولت از طريق مالياتها و توليدات و صادرت، از جملهي آنها بود.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ، اتكا به قدرت مالي مردم در تمامي ابعاد مورد نياز بود. از آن جا كه جنگ، امكانات يك انقلاب را به طور وسيعي ميبلعد، براي مقاومت و پيروزي، انقلاب نياز به تكيه گاه قوي مالي دارد، و از آن جايي كه يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي، «مردمي» بودن آن است، ضرورت حضور فعال مردم در جريان جنگ در جبهه و پشت جبهه شديداً مطرح شد. تكيه بر كمكهاي مردمي، چه به صورت نقدي ـ در حسابهاي مشخص شده و صندوقهاي سيار كمك به جبهه در نمازهاي جمعه و اماكن عمومي ـ و چه به صورت جنس و تدارك جنگي، يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ بود.
در جريان جنگ، جمعآوري و هدايت كمكهاي مردمي به صورت جالبي تكامل پيدا كرده، از هرز رفتن كمكهاي جنسي مردم كاملاً جلوگيري شد. اگر صدام با گرفتن متجاوز از 60 ميليارد دلار از رژيمهاي مرتجع منطقه، نيازهاي مالي اقتصاد وابستهي خويش را تأمين كرد، انقلاب اسلامي با تكيهي وسيع بر كمكهاي مردمي، توانست منبع قوي مالي تداركاتي را براي نبرد دراز مدت و مردمي خويش فراهم نمايد.
13. تجارب نظامي
تجاوز رژيم امريكايي صدام به مرزهاي جمهوري اسلامي، با انگيزهي نابودي انقلاب اسلامي در منطقهي حساس خاورميانه، زمينهي مساعد را براي انسجام و آبديده شدن نيروهاي نظامي ما فراهم كرد. اولين تجربهي ما در اين درگيري گستردهي نظامي، لزوم هماهنگي بين كليهي نيروهاي نظامي بود. حركت بر اساس اين تجربه، موجب موفقيتهاي بيشتر نظامي ميشد؛ به طوري كه متناسب با ميزان هماهنگي نيروهاي نظامي، پيروزيهاي نظامي افزايش مييافت.
يكي ديگر از تجارب ما، تكيه بر قدرت «ايمان» در نبرد با صدام بود. اساساً در پيروزي عمليات نظامي، عامل انساني در ميان ساير عوامل ـ يعني قدرت آتش و قدرت تحرك واحدهاي عملياتي ـ نقش محوري داشت؛ خصوصاً كه حاكميت ايمان مذهبي بر نيروهاي انساني موجب آن چنان قدرتي ميشود كه قدرت سلاح را از محوريت ساقط ميكند. بر اين اساس بود كه در عمل، بسيج گستردهي نيروهاي مردمي و تسليح و تشكيل آنها براي تداوم يك جنگ طولاني و فرسايشي به كار گرفته شد، و اين مهمترين تجربهي پيروزمند جنگ بود.
از تجارب نظامي ديگر ما، آموزش در حين عمليات، جذب نيرو در جريان نبرد، و شناسايي كادرهاي مردمي و ارتقاي آنها و كادر سازي در حين عمليات پي در پي و طولاني ما بود.
تكوين مهندسي رزمي در جريان نبرد و مشخص شدن ضرورتهاي آن و بهكار گرفتن تجارب كسب شده در حين عمليات و در عمليات بعدي، يكي ديگر از تجارب حاصل از جنگ بود. تجارب دقيق و ظريف ما در جنگ، توانست پيروزيهاي مراحل بعدي عمليات ما را بسيار آسان كند.
اميدواريم كه رزمندگان اسلامي در سپاه و ارتش و بسيج و ساير نيروهاي نظامي و مردمي، تجارب حاصل از جنگ را خصوصاً در مسايل نظامي، جمعآوري و تدوين كنند، تا بتوان اين دستاوردهاي گرانقدر را در واحدهاي آموزشي و تشكّلهاي نظامي بهكار گرفت.
14. تجارب فرهنگي
مهمترين تجارب فرهنگي در دوران دفاع مقدس، مهار فرهنگ سرمايهداري و رفاهطلبي و ترويج فرهنگ زهد و سادهزيستي بود؛ چرا كه بستر فرهنگي مبارزه با دشمن بر اساس تعاليم اسلام، زهد و قناعت و سادهزيستي است. امام راحل(ره) نيز به شدت مراقب نفوذ تفكر سرمايهداري در بدنهي نظام و دفاع مقدس بودند، كه در تعبيري زيبا فرمودند: «آنان كه رفاهطلبي با مبارزه را قابل جمع ميدانند، آب در هاون ميكوبند و با الفباي مبارزه بيگانهاند.»
افسوس كه بعد از دفاع مقدس اين فرهنگ زيبا كه ميتوانست بستر سازندگي كشور هم باشد، مورد آماج دنياخواهي سرمايهداران و مديران رفاهطلب قرار گرفت و اكنون اثري از آن باقي نيست.
15. تحكيم وحدت ملي
از بركات مهم دفاع مقدس، تحكيم وحدت ملي بين آحاد ملت به ويژه گروهها و احزاب سياسي كشور بود؛ به طوريكه همگان منافع حزبي و صنفي خود را در خدمت مصالح نظام و امنيت كشور قرار داده بودند.
آن چه كه توانست به انقلاب اسلامي ما مصونيت لازم را ببخشد، بركات و اثرات مثبت جنگ تحميلي بود، كه خداوند در سايهي رهبري حكيمانه و خردمندانهي امام(ره) به مردم ايران ارزاني داشت و درحقيقت، هشت سال جنگ حق، بيمهاي بودكه بايد پرداخت ميشد تا انقلاب اسلامي در مسير اسلام ناب محمدي پايدار بماند و الحق خون بهاي تمامي شهداي جنگ تحميلي، تداوم و استمرار حركت اصيل انقلاب اسلامي بود؛ چنان كه امام(ره) در خصوص جنگ ميفرمايند: «هر روز ما در جنگ بركتي داشتهايم كه در همهي صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ صادر نمودهايم؛ ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهايم؛ ما در جنگ پرده از چهرهي تزوير جهان خواران كنار زديم؛ ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختيم؛ ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم؛ ما در جنگ ريشههاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم كرديم؛ ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردممان بارور كرديم؛ ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال ميتوان مبارزه كرد؛ و از همهي اينها مهمتر، استمرار روح اسلام انقلابي، در پرتو جنگ تحقق يافت.»
16. رسوايي ليبرالها و منافقين
يكي از خطرهايي كه به طور جدي، انقلاب اسلامي را تهديد ميكرد، افتادن انقلاب به دام ليبرالها بود؛ چنان كه امام(ره) ميفرمايند: «من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي، همچون گذشته اعتراف ميكنم كه بعضي تصميمات اول انقلاب، در سپردن پستها و امور مهم كشور به گروهي كه عقيدهي خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي نداشتهاند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نميرود... و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي امريكاي جهانخوار، قناعت نميكنند... و ما هنوز چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروهها و ليبرالها ميخوريم.»
در اين مسير، ميبينيم كه يكي از بركتهاي جنگ تحميلي، سپردن نقش اصلي نظام در تصميم گيريها به دست نيروهاي انقلابي است و اين جنگ تحميلي است كه ليبرالها و مرفهان بيدرد را رسوا ميسازد؛ همان گونه كه در صدر اسلام نيز رسوا ساخت.
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «و آنگاه كه سورهاي نازل شود كه به خداي يگانه ايمان آوريد و دركنار پيامبر جهاد كنيد، ثروتمندان و مرفهان از تو اجازه ميخواهند و ميگويند، بگذار ما با نشستگان بمانيم. راضي شدهاند كه با پيران وامانده باشند و بر قلبهايشان مهر زده شده تا (حقايق را) درك نكنند.»
از ديگر بركات جنگ، بر ملا شدن چهرهي واقعي منافقين بود؛ به طوري كه با كنار كشيدن گروههاي سياسي عمدتاً چپگرا از صحنههاي نبرد، آن هم با دلايل و توجيهات بياساس، مردم پي به ماهيت منحرف اين گروهها بردند؛ همچنان كه پيش از اين و در صدر اسلام، چهرهي پليد منافقين داخلي، نظير دار و دستهي «عبدالله ابن ابي» و يهوديان «بني قريظه» مشخص گرديده بود.
خداوند ميفرمايد: «آنچه در روز تلاقي دو گروه به شما رسيد، به اذن خدا بود تا مؤمنان را معلوم كند و آنان را كه نفاق ورزيدند نيز بشناساند. به آنها گفته شد بياييد و در راه خدا بجنگيد و يا دفاع كنيد؛ گفتند: اگر جنگ ميدانستيم، از شما پيروي ميكرديم. آنان امروز به كفر از ايمان نزديكترند. با دهانهايشان چيزهايي ميگويند كه در قلبهايشان نيست و خدا به آن چه كتمان ميكنند، آگاهتر است.»
17. آزمون روشنفكري
جنگ، عرصهي امتحاني سخت را براي جريان روشنفكري ايران فراهم نمود، تا آيندگان با مرور بر كارنامهي برخورد جريان روشنفكري با دفاع مقدس، بيماري روشنفكري در ايران را دريابند و هرگز به دام آن گرفتار نشوند.
مخاطب ما، روشنفكري كه نخواهد در سنت روشنفكري خويش تجديد نظر نمايد، نيست، بلكه مخاطب ما آيندگان هستند و نيز به اصطلاح روشنفكراني كه جرأت و ارادهي نقد ديدگاههاي خويش را داشته باشند. روشنفكري در ايران هرگز اصيل و ريشهدار نبوده است. جريان روشنفكري در ايران همزاد غربزدگي بوده است؛ چرا كه در بستر انديشه و تفكر غرب تولد يافت. روشنفكري در ايران بيش از آنكه جريان اصيل و ريشهدار باشد، جريان مقلد به شمار ميرود. روشنفكر؛ تقليدكوركورانه، مردمگريزي و سنتستيزي را ويژگي ذاتي روشنفكري ميداند. دردها، دغدغهها و آرزوهاي روشنفكر نيز از جنس ديگر است. روشنفكر غربي از واقعيات به دور بوده و با توهمات خويش مأنوس ميباشد. او هرگز در ميان تودهي مردم راه پيدا نكرد و تودهي مردم نيز هرگز از روشنفكر بيمار پيروي ننمود. هر چند اين واقعيت در انقلاب ظهور يافت، اما هشت سال دفاع مقدس، غبار هر گونه شك و ترديد را در اين باره بر طرف نمود. روشنفكر اگر در انقلاب حرف مردم را با شگفتي و ناباورانه به نفع خويش تفسير ميكرد، در جنگ به گوشهاي خزيد و مردمستيزي خويش را آشكار نمود.
جنگ، تجليگاه ارزشهاي انقلاب بود و از همين رو به خوبي ثابت نمود كه دردهاي روشنفكر در انقلاب، دردهاي ديگري بود و راه روشنفكر از راه مردم از همان ابتدا جدا بود. اي كاش دغدغهي روشنفكر، درد مردم بود، كه در آن صورت ميگفتيم در شناخت درد مردم دچار بيراهه شدهاند، اما چه كنيم كه روشنفكر بيمار روش خود را بر دشمني با دين، سنتها و اعتقادات مردم بنا نموده است. روشنفكر در هشت سال دفاع مقدس، نهتنها به زبان نيز مردم را همراهي و ياري نكرد، بلكه گاه زبان به ملامت و شكايت نيز ميگشود؛ حتي آنان كه دايم خود را دردمند وطن و ايران نشان ميدادند، در آزمون تاريخي دفاع مقدس مردود شدند. در اصل، آن چه در جنگ تحميلي هدف هجوم قرار گرفته بود، دين و انقلاب برخاسته از آن بود و ملت نيز نه فقط به قصد دفاع از ميهن، بلكه آگاه از قصد و نيت دشمن، به دفاع از اعتقاد و دين خويش بهپا خاسته بود؛ چيزي كه روشنفكر با آن ميانهي خوبي نداشت.
بيماري جريان روشنفكري در ايران كه همان غربزدگي ناشي از خودباختگي بوده است، بيارتباط با خسارت فرهنگي ناشي از شكست در جنگهاي دويست سالهي اخير كه پيشتر به آن اشاره شد، نيست. مقاومت و پيروزي افتخارآميز ملت ايران در دفاع مقدس، ميتواند خسارت آن شكستها را جبران كند و خودباختگي را به خودباوري تبديل نمايد و روشنفكر رميده از مردم را به آغوش ملت برگرداند.
18. تأثير در نگرشهاي علمي و پژوهشي دانشگاهها و مراكز عالي كشور
تحول در حوزهي صنايع دفاعي، اين باور را در مراكز دانشگاهي و علمي ـ پژوهشي كشور به وجود آورد كه خواستن توانستن است. همچنين مقابله با اتكاي به بيگانه در امر فناوريهاي جديد و درك فرايند رشد فناوري توسط متخصصان و نخبگان داخلي، استقلال علمي در دانشگاهها را رقم زد، و همگان ميدانند كه اين استقلال مرهون فرهنگ خودباوري بود كه در انديشهي رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس تجلي كرد.
از انصاف به دور است اگر دستيابي به سلولهاي بنيادي و دانش هستهاي توسط پژوهشگران و انديشمندان ايراني را متأثر از فرهنگ خودباوري و خلاقيت دوران دفاع مقدس ندانيم؛ چنان كه بارها و بارها رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين حقيقت اشاره فرمودهاند.
19. آزمون كارآمدي نظام جمهوري اسلامي
هنوز مدت زيادي از پيروزي انقلاب سپري نشده بود و نظام ديني نخستين تجربههاي خود را پشتسر ميگذاشت كه جنگ به عنوان پديدهاي فراگير، خود را در ابعاد وسيع سياسي، فرهنگي و اجتماعي بر جامعه تحميل نمود و زمينهي آزموني سخت را براي كارآمدي نظام نوپاي جمهوري اسلامي فراهم آورد. به چالش كشاندن نظام جمهوري اسلامي از آغاز پيروزي انقلاب، همواره هدف قدرتهاي استكباري بود؛ چرا كه انقلاب در ايران و گسترش آن در منطقه، منافع آنان را به خطر افكنده بود و آنان در پيگيري اين هدف شوم، به تأثير مخرب جنگ اميد زيادي داشتند. جنگ در حالي آغاز شد كه مشكلات اقتصادي و محروميتها، نزاعهاي سياسي، كارشكني گروهكها، ترور و خرابكاري، كمبود نيروي انقلابي و متخصص، و تحريك قوميتها، نظام را رنج ميداد و انقلاب را تهديد ميكرد.
با مروري بر حوادث و رويدادهاي آن زمان، در مييابيم كه همان عواملي كه در پيروزي انقلاب نقش ايفا نمودند، همانها نيز بزرگترين سهم را در حفظ انقلاب و نجات آن در شرايط بحراني بعد از پيروزي داشتند: «اسلام، مردم، امام(ره)». ايمان مردم، بار ديگر به منزلهي«سيمان اجتماعي» فراتر از روحيههاي تفرقهانگيز برخاسته از تفاوتهاي زباني، نژادي و مذهبي، مردم را به يكديگر پيوند داد و از آنان جمعيتي واحد ساخت. آن چه ايران را نجات داد، نه «ايران» و نه «زبان»، بلكه «اسلام» بود. اين نكته در طول دوران دفاع مقدس بروز و ظهور كامل يافت. در اين مورد وصيتنامههاي شهدا به عنوان اسنادي تاريخي و ارزشمند، هيچ جاي شك و ترديد باقي نميگذارد.
حضور مستمر و پرقوت مردم در همهي عرصههاي سخت، حكايت از اين واقعيت دارد كه بزرگترين پشتوانه براي دولتها مردم هستند.
پشتيباني بيدريغ مردم از مسؤولان، از آن جهت بود كه مسؤولان از متن مردم برخاسته بودند و خود را خدمتگزار آنان دانسته، تعهد و صداقت خويش را به اثبات رساندند و موجبات اعتماد مردم را فراهم نمودند. بدون همكاري مردم با مسؤولان، گذشتن از بحرانهاي سخت اقتصادي، با وجود هزينههاي سنگين جنگ تحميلي و تحريمهاي اقتصادي، ممكن نبود. البته بودند كساني كه با سوء استفاده از وضعيت اقتصادي دوران جنگ، ثروتهاي هنگفت و نامشروعي كسب كردند، امّا تودهي مردم با درك وضعيت سخت جنگ، به وسيلهي كاهش چشمگير مصرف و گرايش به قناعت و صرفه جويي، در رفع موانع و مشكلات، با مسؤولان همكاري نمودند.
نقش مردم، تنها محدود به پشت جبهه نبود، بلكه اصولاً نيروهاي مسلح بدون استفاده از نيروهاي داوطلب مردمي نميتوانستند جنگ را اداره نمايند. در همان ماههاي ابتداي جنگ، ناكارآمدي روشهاي متداول وكلاسيك جنگ به اثبات رسيد و ايران تنها زماني از بن بست خارج شد كه خيل عظيم نيروهاي مردمي وارد صحنه شدند و طرحهاي نو، ابتكارات و خلاقيتهاي آنها در عرصهي نبرد اجازهي اجرا يافت.
در مورد نقش رهبري در روند تحولات و ادارهي جنگ، بايد توجه داشت كه ضروري است از يك سو ويژگيهاي شخصي حضرت امام(ره) مورد توجه قرار گيرد و از سوي ديگر شخصيت حقوقي وليّ فقيه و نقش مؤثر آن در رفع مشكلات در نظر گرفته شود. از جهت شخصيتي، حضرت امام(ره) داراي ويژگيهاي منحصر به فرد و بينظيري بودند. جدا از جنبهي علمي، شجاعت و بيباكي، توان بالا در ايجاد وحدت و همدلي بين نيروها و مردم سالاري ديني و سربلندي، اين الگوي نوين را در اداره جامعه به اثبات رساند. بيترديد مطالعه و بررسي نحوهي اداره و رفع معضلات جامعه در آن دوران، ميتواند الهامبخش مديران و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي باشد.
20. تأثير در حوزهي هنر و ادبيات
آموزههاي حماسي به ويژه اخلاق و سيرهي رزمندگان، تأثيري مستقيم در حوزهي هنر و ادبيات كشور داشته است و به جرأت ميتوان گفت كه ادبيات حماسي ـ عرفاني در اين دوره تولدي دوباره يافت، و حتي فضاي ذهني هنرمندان و فيلمنامهنويسان را تحت تأثير و تصرف خود در آورد. اگر چه هنر كلاسيك و آكادميك در هماهنگي خود با ادبيات دفاع مقدس بسياركند حركت ميكرد، اما هنرمنداني كه فارغ از معيارهاي كلاسيك به خلق سوژههاي ادبي و هنري دست زدند، به خوبي درخشيدند. ادبيات مقاومت، شاخهاي از فرهنگ و هنر جنگ است. شعر، داستانكوتاه، رمان، خاطره و فرهنگ جبهه، همه بخشهايي از ادبيات جنگ هستند. اين نوع ادبيات از جنبههاي گوناگون قابل بررسي است. شايد نخستين محور به لحاظ ترتيب منطقي، تبيين مفهوم يا تعريف آن باشد.
عدهاي ممكن است آن را ادبيات جبهه و جنگ، يعني ادبيات حماسي صرف تلقي كنند، يا ممكن است گروهي ديگر هويت وجودي چنين مقولهاي را در عرصهي ادبيات منكر شوند و با بياعتنايي از كنار آن بگذرند، ولي واقعيت اين است كه ادبيات مقاومت همزمان با شروع جنگ تحميلي پا به عرصهي وجود نهاد و برخاسته از فضاي معنوي و حماسي ويژهي جبههها و نيز شرايط حاكم بر جامعه بود، كه در آن، بخشي از افكار، اعتقادات، روابط و عاداتي كه در جبههها وجود داشت، تجلي پيدا كرد. اين ادبيات در عرصهي گفتار (زبان)، «نوشتار» (قلم) و رفتار به عنوان فرهنگ عمومي جبههها، نشان دهندهي قسمت اعظم رفتار و محتويات ذهني، روحيه و افق فكري، و ذوق و سليقهي رزمندگان جبههها در طول ساليان دفاع مقدس است.
خاستگاه ادبيات جنگ؛ زمينههاي روانشناختي، جامعهشناختي و معرفتي بودند كه به گونهاي در جنگ شكل گرفته و ريشه يافتند. اين كه چرا در دورهي جنگ، نويسندگان و پديدآورندگان آثار ادبي به آفرينش اين گونه آثار روي آوردند، نكتهاي است كه با نگاهي به شخصيت انساني افراد، كه متأثر از محيط پيرامون آنان است، ميتوان آن را دريافت. جنگ با همهي تحولات و جنبههاي گوناگون و تأثيرگذاريهايش، طبعاً زمينهي مناسبي براي نگاه نوين صاحبان انديشه و ذوق و استعداد ادبي فراهم كرده بود.
خاطرههاي رزمندگان، اولين و مهمترين آثار مربوط به ادبيات مقاومت را تشكيل ميدهد. همچنين شاعران بسياري در مورد جبههي جنگ و رزمندگان و مسايل متعدد مربوط به جنگ شعر سرودند و داستان نويسان نيز بر مبناي زمينههاي واقعي و پيش فرضهاي ذهني خود به خلق آثار كوتاه و بلند پرداختند.
سينماي جنگ، تكميل كنندهي ادبيات جنگ در كشورمان شد، كه به سينما و هنر دفاع مقدس شهرت يافت. در سينما، نمايش و موسيقي دوران جنگ، از ارزشهايي كه جنگ مدافع آنها بود، دفاع و پشتيباني ميشد؛ ارزشهايي كه درون مايهي جنگ را تشكيل ميدادند.
در حالتهاي عادي معمولاً افراد رفتارهاي معمولي و مشخص از خود نشان ميدهند و مردم همانند افرادي كه در حال دوچرخه سواري هستند، وضعيت خودشان را به خوبي درك نميكنند، ولي وقتي بخواهند بايستند و فكر كنند، آن وقت متوجه شرايط موقعيت و محيط پيرامون خود ميشوند، اما در دورهي تحولات چشمگير مانند انقلاب و جنگ، امكان كالبد شكافي برخي از مسايل و رويدادهاي ويژه فراهم ميشود. سينماگران و هنرمندان در دوران جنگ احساس وظيفه و تكليف ميكردند و تلاش مينمودند كه با امكانات موجود، جنگ و آثار آن را براي مردم و نسل آينده نشان داده و باقي بگذارند.
بر اساس آن چه تاكنون در اين نوشتار آمده، مشخص شد كه جنگ تحميلي با وجود اين كه مردم ايران را از يك دورهي حساس بازسازي محروم كرد و ضربههاي اقتصادي، اجتماعي و انساني فراواني بر كشور وارد نمود و نيروهاي بسياري را از تلاش براي سازندگي بازداشت، اما دستاوردهاي بزرگي در عرصههاي اجتماعي، فرهنگي و هنري به همراه آورد كه در موقعيتهاي عادي، بيترديد اين عرصهها ناپيموده باقي ميماند.
به طور كلي بايد گفت كه نتايج ارزشمند و تجربههاي خوبي از جنگ به دست آمده است. چون از نقطه آغاز شروع تا پايان جنگ، مضامين بكر و سوژههاي دست نخورده براي ثبت و ضبط خالقان آثار هنري وجود داشته است. جنگ تحميلي به لحاظ تفاوتهاي انكارناپذيرش با ساير جنگها و ويژگيهاي منحصر به فردي كه داشت، توانست از اين موقعيت بيشتر بهرهمند شود. برآورد دستاوردهاي هنري در جنگ، گر چه همانند ديگر پيامدهاي جنگ نسبي است، اما اين دستاوردها قابل تعميم و گسترش است و ميتوان با مطالعهي دقيق و نگاهي جامعه شناختي، به شناخت بيشتري در اين زمينه دست يافت.
در سالهاي جنگ تحميلي (1360ـ 1367) نزديك به 50 فيلم سينمايي بلند با مفهومي جنگي ساخته شد. موضوع بندي اين فيلمها عبارتند از: فيلمهايي كه همه يا بيشتر صحنههاي آنها در جبهه ميگذرد، فيلمهاي تبليغاتي ـ جنگي، فيلمهاي خانوادگي ـ جنگي، فيلمهاي كمدي ـ جنگي و فيلمهايي كه بيشتر صحنههاي آنها در ارتباط با جنگ نيست. البته پس از پايان جنگ نيز فيلمهاي بسياري با مضامين جنگي تهيه شده و تنها در سال 1368، 10 فيلم با مضامين جنگي و يا در ارتباط با موضوعهاي جنگ ساخته شد.
21. تكامل سازمان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
شكي نيست كه امروز مسلمانان در شرايطي زندگي ميكنند كه قدرتهاي بزرگ از طريق اعمال تجاوزكارانه و سلطهگري بر آنها حكومت مينمايند. آنها سعي دارند با ترويج زندگاني مادي و حيواني در جوامع وابسته، مردم را تخدير كرده، به هر نحو ممكن منافع نامشروع خود را تأمين نمايند. از اينرو جامعهي اسلامي كه نميبايست به كسي ظلم كند و يا زير بار ظلم كسي برود، ميبايد قدرت كافي براي دفاع از خود داشته باشد؛ چنانچه قرآن كريم ميفرمايد: «واعدّوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدّو الله و عدوّكم»
اين آيه در واقع فلسفهي وجودي نيروهاي نظامي را به صورتي كلي و زيبا بيان ميكند. در حاليكه «عدوّكم و عدّو الله» وجود دارد، نيروهاي نظامي اسلام بايد در نهايت قدرت و كفايت آمادهي مقابله و نبرد مقدس خود باشند.
اما متأسفانه چنان كه ذكر شد، اكثريت جوامع اسلامي اين مسألهاي مهم را فراموش كرده، دولتهاي آنان در خدمت استكبار جهاني در آمده است. در حال حاضر تنها در ايران است كه نيروهاي نظامي داراي ايمان و عقيدهي درست بوده، به طور مستقل و در جهت مواضع اسلام و منافع كشور عمل كرده و تن به فرمان هيچ سلطهجوي مستكبري نسپردهاند. بعد از انقلاب اسلامي، رژيم شاهنشاهي تبديل به جمهوري اسلامي گرديد و بدين ترتيب، ايدئولوژي مقدس اسلام جاي خود را در همه جا باز كرد. مردم كه خود عاشقانه به سوي اسلامي كردن كشور گام برداشته بودند، نميتوانستند ارزشهاي قبلي را پذيرا باشند. از اين رو تحولات معنوي در همهي ابعاد به وجود آمد. در ارتش نيز عامل جديدي چهره نشان داد و آن عنصر عقيده و مكتب بود، كه هم در داخل اقشار ارتش و هم در نيروهاي مؤمن و مخلص و جوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ديده ميشد. سپاه پاسداران كه نهادي جوشيده از متن انقلاب و نيازها و ضرورتهاي آن بود، در ابتدا تجربيات لازم رزمي را نداشت. البته ارتش هم كه داراي تجربيات كلاسيك بود، در عمل توان كافي براي مقابله با صداميان نداشت. با شروع جنگ تحميلي بود كه سپاه و ارتش توانستند در جبهه مراحل تكاملي خود را طي كنند، و بدون هيچ ترديدي همكاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش نقش بسيار والايي در تحصيل پيروزمنديهاي رزمندگان داشت. اين رزمندگان توانستند با پايمردي و ايثار خون و جان خود، كليهي جبههها را از حالت انفعالي و تدافعي اوليه خارج ساخته، ابتكار عمل را در دست گيرند.
22. خلق زيباييها
اگر چه جنگ، ظاهري زشت و هراسناك دارد، اما كيمياگراني در هشت سال دفاع مقدس پيدا شدند كه صحنههايي زيبا آفريدند و همانند سفير كربلا كه در پاسخ عبيدالله بن زياد فرمود: «ما رأيت الا جميلاً» از مرگ و خون، زيبايي خلق نموده و ميدان مرگ را به همايش دعا و نيايش با پروردگار تبديل نمودند و اسرار قرآن و ادعيهي معصومين(عليهم السلام) را بر دلهاي پاك و مستعد حقيقت گشودند.
تا پيش از دفاع مقدس، هر دو اردوگاه كمونيسم و امپرياليسم براي مردم دنيا جا انداخته بودند كه «دين، افيون تودهها است» ـ و امروز هم كساني آن را نشخوار ميكنند ـ اما از زيباييهاي جنگ تحميلي آن بودكه قدرت «دين» را در تقويت عزم عمومي براي دفاع از وطن به رخ جهانيان كشيد و دنيا فهميد كه با الله اكبر و يا زهرا(س) و يا حسين(ع) ميتوان معجزه كرد.
ما به خوبي به ياد داريم در آغاز جنگ نابرابر عليه ايران اسلامي، يك روزنامهي چاپ پاريس به طعنه نوشت: «ايرانيها، معتقد به معجزه هستند؛ مگر معجزهاي سراغ ايرانيان بيايد و آنان را از اين مهلكه نجات دهد.» همچنين روزنامهي ديگري در اروپا نوشت: «همچنان كه خورشيد در حركت است، نيروهاي عراقي نيز در حركتند و هيچ چيز مانع حركت آنان نميشود.»
در اين سوي مرز نيز بسياري از كساني كه اين روزها طلبكارانه به ميدان آمدهاند و ميخواهند ارزشهاي دوران دفاع مقدس را به موزه بسپارند، همان آيههاي يأس را تكرار ميكردند، اما همه ديدند كه واقعاً «دين» معجزه كرد و ايراني سلحشور را چنان برانگيخت كه باعث حيرت جهانيان گرديد.
نمودار شدن قدرت دين به عنوان عامل اصلي حفظ عزت و اقتدار ملي، از ديگر زيباييهاي جنگ شد. پاسداشت اين زيبايي، حتي اگر جز به مليت نينديشيم، ضروري مينمايد. رزمندگان و ايثارگران و در رأس آنها شهيدان آن دوران، از جمله زيباييهاي دفاع مقدس به شمار ميآيند.
صد افسوس كه بعضي از ما با دستان خويش در حال تخريب آن گذشتهي پر افتخار هستيم و ناخواسته به دام كساني افتادهايم كه دوران پرافتخار دفاع مقدس را براي مردم ايران از بيافتخارترين دورههاي زندگي آنها ميدانند؛ و برخلاف وصيتنامهي امام راحل، پيشكسوتان شهادت و خون، نه در پيچ و خم زندگي روزمره كه زير چرخهاي خودخواهيهاي گروهي و دعواهاي بياساس سياسي به فراموشي سپرده ميشوند و بر اساس پيش بيني تاريخي امام(ره)، در معرض سؤالند كه چرا مرگ بر امريكا گفتيد؟ چرا با صدام جنگيديد؟!
بر اين اساس، صورت جنگ هشت ساله و دفاع مقدس ما بر خلاف همهي جنگهاي دنيا، نه به رنگ سياه و ويراني، بلكه به رنگهاي زيباي حقيقت، انسان دوستي، صداقت، ايثار، عشق، وفا، شجاعت و در يك كلام «رنگ خدا» است و حذف «رنگ خدا» از زندگي ايراني مسلمان، يعني پايان همه چيز.
ياد ياران پر از خاطره خاموش مباد
نامشان از دل ما و تو فراموش مباد
23. تكرار عاشورا و تجلي شهادت
كساني كه عاشق كربلا و حماسهي عاشورا بودند، به وضوح تكرار عاشورا و كربلاي حسيني را در دوران دفاع مقدس مشاهده نمودند. به تعبير امام راحل(ره)، جنگ ما تكرار عاشورا بود. همهي مفاهيم حماسي عاشورا در رزم و حماسهي سلحشوران تفسير شده بود و رمز و راز شهادت بر قلوب جوانان عاشق گشوده گشت؛ به طوري كه براي ملاقات با خدا و شهيدان كربلا سر از پا نميشناختند.
«شهادت» در كنار تأثير عظيم فرهنگي، معنوي، سياسي و ...، داراي اثرات ارزشمند اجتماعي نيز ميباشد. جامعهي بشري براي مبارزه با شياطين و قرار گرفتن در «صراط مستقيم»، بايد با ضد ارزشها، ناهنجاريها، ظالمان و ستمگران به جهاد برخيزد و اين ميسر نيست، مگر با داشتن روحيهي شهادتطلبي.
شهيد مرتضي مطهري مينويسد: «شهيد، منطق ويژهاي دارد، منطق شهيد را با منطق افراد معمولي نميشود سنجيد... منطقي است آميخته با منطق عشق از يك طرف، و منطق اصلاح و مصلح از طرف ديگر؛ يعني دو منطق را اگر با يكديگر تركيب كنيد، منطق مصلحي دلسوخته براي اجتماع خودش، و منطق عارفي عاشق لقاي پروردگار خودش ... آري؛ منطق شهيد، منطق ديگري است.»
امام راحل(ره)، عظيمترين دستاورد دفاع مقدس را تحول روحي و معنوي در جامعه ميدانستند. حقطلبي، ايثار و فداكاري، قناعت و سادهزيستي، انفاق و بالاخره شهادتطلبي، از جمله ارزشهايي بود كه ميتوان از آن به عنوان ميراث انقلاب اسلامي ياد نمود. اين ارزشها در دوران دفاع مقدس به شدت تقويت گرديد. خاطرات زندگي فرماندهان و رزمندگان در جبهه و پشت جبهه، مصاديق عيني رفتارهاي متعالي اخلاقي را در اختيار نسل بعد از جنگ قرار ميدهد. وصيتنامههاي شهدا، حكايت از معنويت و معرفت بالاي شهداي دفاع مقدس دارد.
متأسفانه گاه معرفي زندگي و سيرهي شهدا به صورت ناقص و يك بعدي صورت ميگيرد و بر همين اساس، اين خطر وجود دارد كه تصويري غير واقعي، تك بعدي و دور از دسترس از شهدا در ذهن آيندگان نقش گيرد. از سوي ديگر، گاه به دليل اين كه امانتداران ميراث شهدا، آينه داران صادقي نيستند، تصوير حقيقي شهدا پنهان ميماند. اينان بايد توجه داشته باشند كه نسلهاي بعد از جنگ، سيماي شهدا را در سيرهي آنها جستجو ميكنند، از اين رو دايم بايد اعتقاد و رفتار خويش را با شهدا محك بزنند.
سيرهي شهدا، ملاك و معيار خوبي براي نقد وضعيت فعلي بسيج است. شجرهي طيبهي بسيج نيز ممكن است دچار آفت گردد و تنها با معيار «تفكر بسيجي» ميتوان آفات بسيج امروز را زدود. توجه به سيرهي شهدا از آن جهت اهميت دارد كه حاملان حقيقي تفكر بسيجي، شهدا بودند. ميراث معنوي و اخلاقي دفاع مقدس، تنها به سيرهي شهدا منحصر نميگردد، بلكه مادران و پدراني كه با اخلاص و اعتقاد و عشق به اسلام، پارههاي وجود خويش را در راه خدا فدا ميكردند و به اين ايثار و فداكاري افتخار مينمودند، الهامبخش صبر و ايمان عجيبي هستند كه قلم از بيان آن عاجز است. با زنده نگه داشتن ياد و خاطرهي هشت سال دفاع مقدس، روح اعتماد به نفس و خودباوري در اين ملت زنده ميماند، ارزشهاي معنوي تقويت ميشود و با نورافشاني ستارگان آسمان آن حماسهي جاويد، راه كمال هموارتر ميگردد.
24. سنگر سازان بيسنگر
از بالاترين نقطهي مرزي ايران و عراق در آذربايجان غربي تا جنوبيترين نقطهي جبهههاي جنگ، همه جا نيروهاي جهاد سازندگي حضور فعال داشتند. هر جايي كه رزمندهاي در حال پيشروي و نبرد بود، قسمت مهندسي جهاد دركنار او حاضر بود. قابليتهايي كه جهادگران صادق در زمينههاي مختلف از خود نشان دادند، دشمن كوردل را به حيرت وا داشت.
سرعت عمل جهادگران در ايجاد خاكريزها و سنگرهاي عظيم در حملات شديد دشمن و نيز احداث جاده و پل ـ به ويژه پل بعثت ـ از افتخارات فراموش نشدني جهاد سازندگي در دوران دفاع مقدس است.
25. سفيران آزاده
يكي از نتايج دفاع مقدس، اثبات ايمان و پايمردي جان بر كفان ايران اسلامي است كه اين موضوع را در سياهچالهاي دوران اسارت به نمايش در آوردند. همهي ما بايد اعتقاد و پايبندي به اسلام و ولايت را از اين عزيزان سرمشق گرفته، به ديگران هم منتقل كنيم. دلاور مردان ما در زير شكنجههاي سخت و در ميان مرگ و زندگي، حاضر نبودند حتي به صورت زباني به مقدسات خود توهين كنند. اين اعتقاد و ايمان زلال، كه در واقع مرحلهي حق اليقين ايمان است، باعث حيرت شكنجهگران بعثي ميشده است. به راستي اگر دفاع مقدس نبود، جوهر ايمان و روح پرصلابت آنان شناخته نميشد.
دل به دريا زدن و دم نزدن ميخواهد
هركســــي را نرسد زندگي طوفاني
26. مشاركت فعال زنان
از افتخارات دوران دفاع مقدس، حضور پرشور زنان در همهي صحنهها به ويژه در امر پشتيباني و امدادرساني به جبهه است. زنان متعهد ما نهتنها با تربيت فرزندان مبارز، نيروي انساني مورد نياز جبههها را تأمين ميكردند، بلكه با مشاركت فعال در امور پشتيباني، وظيفهي مضاعفي را عهدهدار ميشدند.
از همه مهمتر، همسراني كه جاي پدر را در خانواده پر نموده، سرپرستي فرزندان شهيد را عهدهدار ميگرديدند، در واقع زينبوار پرچم شهادت و ايثار را به دوش ميكشيدند و امروز هم به عنوان آيههاي مجسم ايثار و پيام آوران فرهنگ حماسه و شهادت بر ناصيهي فرهنگ ما ميدرخشند.
27. تأثير در تحكيم روابط اجتماعي و روح برادري
از بركات دفاع مقدس، تقويت معنوي معاشرتها و تحكيم روابط اجتماعي بود؛ به طوري كه صميميت و برادري و صلهي رحم در بين مردم تقويت شده بود. اي بسا با حضور در مراسم بدرقهي رزمندگان جهت اعزام به جبههها يا شركت در مراسم تشييع شهدا، بسياري از كينهها و ناراحتيها بين مردم بر طرف ميشد و قطع رابطهي چندين سالهي خانوادهها را به دوستي مبدل ميكرد و يا حضور در مزار شهيدان، پستي و زشتي دنياطلبي را در مقابل ديدگان مجسم مينمود
و از همان جا انسان تصميم ميگرفت كه براي هر كس كه به سبب دنيا ناراحتي ايجاد كرده است، طلب حلاليت كند.
28. تحكيم بنيان خانوادهها
يكي از بركات جنگ، تحكيم بنيان خانوادهها و تقويت روابط عاطفي اعضاي آن بود و حتي اگر پدر يا فرزند خانوادهاي شهيد ميشد، حضور معنوي او باعث تحكيم بنيان و تضمين امنيت خانواده ميشد. در آغوش كشيدن رزمنده به هنگام خدا حافظي توسط اعضاي خانواده، فضاي سرشار از عاطفه و محبت را به جامعه تزريق ميكرد. اي بسا افرادي كه با ديدن اين منظرهها متأثر شده، كانون سرد خانوادهي خود را با الهام از عواطف رزمندگان، به گرمي و احساس و مهرباني مبدل ميكردند.
29. تأثير در فرهنگ عمومي كشور
از بركات ديگر دفاع مقدس، تسخير فرهنگ عمومي كشور بود؛ به طوريكه آنچه مورد توجه همگان بود، دفاع از كشور و تعقيب و تنبيه دشمن متجاوز بعثي بود.
وقتي امام راحل(ره) فرمودند: «جنگ در رأس امور است»، به واقع همگان جنگ را در اولويت كارها و تصميم گيريها قرار داده بودند، و منافع شخصي و فردي، همه فداي مصالح جنگ شده بود.
فرهنگ جهاد و مبارزه، آن چنان بر افكار عمومي غالب شده بود كه هر كسي ارزش و تأثير اجتماعي و سياسي خود را با تواناييهاي دفاعي خود تعريف ميكرد و پيوند همهي توفيقات و موفقيتها با حوادث دفاع مقدس، اساس مناسبات اجتماعي و سياسي را تشكيل ميداد.
30. شناخت دوست از دشمن
در دوران دفاع مقدس، صف مجاهدان از قاعدان جدا گرديد. مدعياني كه به طمع قدرت و ثروت، انقلابي شده بودند، از ترس جان و مال خود به گوشهاي خزيدند و فرزندان خود را به كشورهاي خارج فرستادند و به تعبير امام راحل(ره)، تنها پا برهنگان و كساني كه درد فقر را چشيده بودند، تا پايان راه با ما بودهاند. همچنين امام راحل(ره) در اين باره فرمودند: «ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهايم.»
31. تجربهي دفاع باز دارنده و همه جانبه
ما در جنگ از سوي دشمن غافلگير شديم و آمادگي براي دفاع در آغاز تجاوز سراسري دشمن وجود نداشت. بزرگترين درسي كه از دفاع مقدس آموختهايم، اين است كه همواره بايد در اوج آمادگي دفاع بازدارنده باشيم. اين استراتژي همچنان از سوي مسؤولان مربوط دنبال ميشود.
در استراتژي دفاعي ما، تهاجم جايگاهي ندارد، بلكه سياست ما بازدارندگي است، و در اين سياست، موازنهي قوا شرط اصلي است، و استراتژي بازدارندهي دفاعي در صورتي تحقق مييابد كه اين شرط مهم لحاظ شود.
32. احياي نقش مساجد در دفاع مقدس
مساجد و ائمهي جماعات، از بدو ظهور اسلام در نشر معارف اسلامي و استحكام حكومت اسلامي بسيار نقش آفرين بودهاند. در دوران پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، شاهد تأثير شگرف مساجد در معرفي انقلاب اسلامي و ساماندهي نيروها به ويژه بسيج مردمي در دوران دفاع مقدس و نشر و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بوديم، كه اهم آنها عبارتند از:
1 ـ32. مسجد؛ اولين پايگاه حكومت اسلامي
هستهي اوليهي حكومت اسلامي در مسجد پيريزي شده بود. زمانيكه رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ از مكه به مدينه هجرت كردند، با همكاري مهاجرين و انصار مسجد قبا را بنا نهادند و عملاً با احداث اين مسجد، بنيان حكومت اسلامي شكل گرفت. حضور رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ درمسجد و رسيدگي به امور مردم در كنار برگزاري نماز و عبادت، جلوهي خاصي به مسجد بخشيده بود. مسجد، همچنين مركز تعليم و تربيت ديني مسلمانان و فراگيري اصول حكومت داري به ويژه عدالت بوده است، از اين رو قرآن كريم ميفرمايد:
«قُلْ اَمَرَ رَبّي بِالْقِسْطِ وَاَقيموُا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلّ مَسْجِدٍ وَّ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ»
«بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است، و توجه خويش را در هر مسجد و به هنگام عبادت به سوي او كنيد و او را بخوانيد؛ در حالي كه دين خود را براي او خالص گردانيدهايد.»
2ـ 32. مسجد، محور وحدت
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ همزمان با احداث بناي مسجد قبا، درس مشاركت و همدلي را عملاً به مسلمانان آموختند؛ به گونهاي كه مهاجرين و انصار در احداث بناي مسجد دوشادوش هم كار ميكردند و صفا و صميميت بين آنها روز به روز بيشتر ميشد. از اين رو مسجد، محور وحدت و همدلي بود و مسجد ضرار كه باعث تفرقهي بين مؤمنان بود، ويران گرديد.
«وَّالَّذينَ اتَّخَذوُا مَسْجِداً ضِراراً وَّ كُفراً وَّ تَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ اِرْصاداً لِّمَنْ حارَبَ اللهَ وَ رَسُولَه مِنْ قَبْلُ...»
«كساني هستند كه مسجدي ساختند براي زيان به مسلمانان و تقويت كفر و تفرقه افكني مؤمنان و كمينگاه براي كسي كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بودند.»
بنابراين، مسجد ضرار اصلاً مسجد نبود، زيرا اصالت و حقيقت مسجد بر پايهي تقويت ايمان و وحدت بين مسلمانان است، نه تفرقه.
3 ـ32. مسجد، تنها رسانهي مطمئن
مسجد در صدر اسلام تنها مركز اطلاعرساني به مردم بود. خبر، حوادث و پيشامدهاي مهم ـ مخصوصاً تصميم براي غزوات ـ در مسجد به مسلمانان اعلام ميشد. گاهي تصميمات مهم حكومتي در مسجد به اطلاع مردم ميرسيد. مسلمانان هم تنها خبري را صحيح و معتبر ميشمردند كه از طريق مساجد و ائمهي جماعات منتشر ميشد.
مساجد، در دوران پيروزي انقلاب اسلامي نقش اوليهي خود را بازيافتند؛ به طوري كه خبرهاي مهم انقلاب اسلامي ـ به ويژه اعلاميهها و پيامهاي امام خميني(ره) ـ از طريق مساجد به نيروهاي انقلابي ميرسيد. همچنين در دوران دفاع مقدس، نيازهاي جبهه ـ اعم از نيرو و امكانات و تداركات و پشتيباني ـ از طريق مساجد به اطلاع امت شهيد پرور ميرسيد، و مردم هم عاشقانه در حد توان اقلام مورد نياز جبههها را تأمين ميكردند و زيباترين مشاركت مدني و ديني را با اين عمل به نمايش ميگذاشتند.
همچنين خبر اعزام نيروهاي بسيجي از مسجد به اطلاع نمازگزاران ميرسيد و زن و مرد خود را براي بدرقهاي با شكوه آماده ميكردند و با قرآن و دستههاي گل و يا دستمال و پارچههاي يادگاري، مراسم بدرقه را آذين ميبستند.
همچنين خبر شهادت بسيجيهاي مسجد و مراسم تشييع پيكر آن عزيزان، از طريق روحاني مسجد و اعضاي هيأت امنا و پايگاه بسيج مسجد به مردم اطلاع داده ميشد و همگان با حضوري معنوي و ديدگاني اشكآلود، در مراسم تشييع و تدفين شهدا شركت ميكردند و تشكر و قدرداني خود را از اين طريق به حماسه آفرينان دفاع مقدس ابراز ميداشتند.
امروزه عنصر مهم در اطلاعرساني، صدق راوي و حقيقت خبر است، كه حتي بنگاههاي عظيم خبري جهان را با چالش جدي مخاطبان مواجه كرده است، اما قداست مسجد و پيشينهي تاريخي آن، اعتماد همگان به ويژه نمازگزاران را به صداقت خبررساني مساجد افزوده است و به صراحت ميتوان گفت كه مساجد سالمترين مراكز خبررساني به مردم هستند.
4 ـ32. مسجد و روحانيت
اگر چه بايد در مقالهاي مستقل به نقش مهم روحانيت در دفاع مقدس پرداخت، اما در اين جا به مناسبت مساجد، بايد اشارهاي به نقش ارزندهي آنان نمود؛ به طوري كه رابطهي مسجد با روحانيت مثل رابطهي جسم با روح است. بالندگي و فعاليت چشمگير مساجد در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، مرهون زحمات و هدايتگريهاي خالصانهي روحانيت است. اگر مساجد مراكز اطلاعرساني بودند، در واقع اساس اين اطلاعرساني، روحاني مسجد بوده است. زبان صادقانه و جذاب روحانيت و تأثيرگذاري عميق آن در افكار عمومي مردم، از نكات مهم تبليغ و اطلاعرساني در نظام جمهوري اسلامي است، كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
روحاني صادق و فداكار، نهتنها مردم را به مبارزه با رژيم طاغوت و حضور در صحنههاي انقلاب دعوت ميكرد، بلكه خود پيشاپيش همه در ميدان نبرد حاضر بود. پيروزي انقلاب اسلامي مرهون روشنگريها و هدايت ظريف روحانيان بود، كه به عنوان نمايندگان امين و مخلص انقلاب در دلهاي مردم ميدرخشيدند.
همچنين در دوران دفاع مقدس، نقش و حضور فعال روحانيت از سنگر مساجد تا سنگر جبهههاي غرب و جنوب كشور، از صفحات زرين كتاب تاريخ دفاع مقدس است؛ حتي عبور داوطلبانه از ميادين مين و پيشتازي در شهادت، قداستي جاودانه به روحانيت فداكار بخشيده است.
همدلي و همزباني روحانيت در تاريخ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، از اسرار ناگشودهاي است كه هنوز نسل حاضر ما از آن اطلاع روشن و كافي ندارد. اگر اين راز خوب كشف شود، در واقع راه نشر ارزشهاي دفاع مقدس هم كشف ميگردد و آن حفظ پيوند معنوي مسجد با روحانيت است كه عدم اهتمام به آن، چالشهايي جدي را متوجه نظام جمهوري اسلامي خواهد كرد.
5 ـ32. تربيت نيروهاي مبارز
مسجد، مدرسهي تعليم و تربيت نيروهاي مبارز و انقلابي بوده است. وقتي دينستيزي در مراكز علمي و دانشگاهي كشور مورد توجه رژيم طاغوت قرار گرفت و حتي بقاي حكومت ننگين خود را در انحراف جوانان و ديانتزدايي در مدارس و دانشگاههاي كشور ديد، از هر اقدامي كه جوانان را به دين و روحانيت بدبين كند، دريغ ننمود. در اين راستا، گرايش جوانان مؤمن و خدا جو به مساجد و وعظ روحانيت، شتاب بيشتري گرفت؛ تا جايي كه جوانان انقلابي كه به نداي امام خميني(ره) لبيك گفته، انقلاب عظيم اسلامي را در ايران به پيروزي رساندند، همگي تربيت شدگان مساجد و روحانيت آگاه و انقلابي بودهاند.
همچنين حضور مستمر و چشمگير جوانان و نوجوانان فداكار و مؤمن در جبهههاي نبرد و مقاومت و پايداري هشت سالهي آنان در برابر دشمن خطرناكي چون صدام، مرهون تربيت معنوي و اخلاقي مساجد كشور بوده است.
امروز مسؤولان كشور براي حفظ هويت ديني و معنوي انقلاب، بايد به مساجد اهتمامي ويژه كنند و نقش كارساز و مؤثر دوران انقلاب و دفاع مقدس را به آن بازگردانند. غفلت از مساجد و نقش آن در تداوم ارزشهاي انقلاب اسلامي، در واقع كمك به نقشههاي شوم دشمن در تخريب نقش مساجد و روحانيت است؛ چنان كه امام خميني(ره) فرمودند:
«اينها از مساجد بد ديدند؛ خصوصاً در اين دو سه سال اخير، مسجد يك محلي بود كه مردم را به نهضت و قيام بر ضد ظلم تهييج كرد. اينها ميخواهند اين سنگر را بگيرند.»
«امروز ما براي تربيت نيروهايي كه انقلاب و دستاوردهاي خونبار آن را حفظ كنند، نياز مبرم به مسجد و اصول تربيتي روحانيت همانند گذشته داريم.»
«اين مساجد بايد مركز تربيت صحيح باشد، و مساجد بحمدالله اكثراً اين طوري است. اشخاصي كه در مسجد ميروند، بايد تربيت بشوند به تربيتهاي اسلامي. مساجد را خالي نگذاريد. آنهايي كه ميخواهند نقشه بكشند و شما را دور كنند از مساجد، دور كنند از مراكز تعليم وتربيت، آنها دشمن شما هستند.»
6 ـ32. تشكيل بسيج مردمي
پس از تشكيل بسيج به فرمان امام خميني(ره) در 5 آذر 1358، مساجد به عنوان بهترين نماد حضور مردم، اولين پايگاههاي بسيج را به خود اختصاص دادند. نمازگزاران خدا جو و متعهد و انقلابي، به منظور حضور نظامي و ارايهي فعاليتها و مهارتهاي علمي و هنري و تبليغي خود، استقبال قابل توجهي از پايگاههاي بسيج مساجد نمودند.
زمانيكه نقش مساجد در شناسايي و اعزام نيروهاي مستعد پررنگتر شد، جوانان عاشق جبهه حضور مؤثري در پايگاههاي بسيج يافتند، و هر يك با ارايهي توانمنديهاي رزمي و تخصصي، آمادگي خود را براي حضور در جبهههاي نبرد اعلام داشتند.
از نكات قابل توجه اين است كه نيروهاي رزمنده به هنگام اعزام، به اعضاي خانوادهي خود سفارش ميكردند كه جاي خالي آنها را در مسجد و پايگاه بسيج پر كنند و شهدا نيز در وصيتنامههاي خود كراراً سفارش امام خميني(ره) را دربارهي مسجد به خانوادهها و بستگان خود گوشزد ميكردند كه: «مسجد سنگر است؛ سنگرها را حفظ كنيد.»
7 ـ32. پايگاه تبليغ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس
مساجد از مراكز مهم تبليغ جهاني انقلاب اسلامي و ارزشهاي دفاع مقدس به شمار ميآيند. نگاهي گذرا به دوران انقلاب اسلامي، نشان ميدهد كه مردم حقايق انقلاب اسلامي و حوادث جهاني را از طريق مساجد دنبال ميكردند. مسؤولان و شخصيتهاي سياسي و مذهبي انقلاب، از طريق مساجد با مردم ارتباط داشتند و مطالب گفتني را به مردم منتقل مينمودند.
در دوران دفاع مقدس هم حوادث جبههها و پيامدهاي سياسي و اجتماعي عمليات رزمندگان، بيشتر از تريبونهاي مساجد براي مردم تبيين ميشد؛ حتي فرماندهان مؤثر دفاع مقدس پس از انجام عملياتهاي مهم، در مساجد حضور پيدا ميكردند، و دربارهي چگونگي عملياتها و دستاوردهاي آن ـ به ويژه تأثير آن در تحولات منطقهاي و جهاني ـ سخن ميگفتند و مردم هم سخنان پرشور آنان را بهعنوان سفيران صادق دفاع مقدس، به جان و دل ميسپردند و براي ديگران نقل ميكردند.
8 ـ 32. جمع آوري كمكهاي مردمي توسط مساجد
مساجد در دوران دفاع مقدس از جمله مراكز مهم اعلام اقلام مورد نياز جبههها و نيز محل جمعآوري كمكهاي مردمي بودند. صرف نظر از ارزش مادي كمكهاي مردمي كه در خور توجه است، حضور معنوي آحاد مختلف مردم در امر كمكرساني به جبههها شگفتآور بود. پيرمردي را ميبيني كه انگشتر يادگاري پدرش را به عنوان با ارزشترين متاع زندگاني خود تقديم رزمندگان مينمايد و از اين كه به دليل كهولت سن توان حضور در جبههها را ندارد، گريه ميكند؛ يا پيرزني را ميبيني كه با اهداي چند تخم مرغ محلي، خود را در دفاع مقدس سهيم ميداند؛ يا كودكي خردسال كه قلك خود را به همراه نامهاي براي رزمندگان به مسجد ميآورد؛ يا مادراني كه هنر دستي و خياطي خود را تقديم ميكنند؛ يا نوعروساني كه جهيزيهي خود را در شب اول عروسي به ستاد كمكهاي مردمي تحويل ميدهند؛ و دهها مورد ديگر، كه شگفتانگيزترين جلوههاي ايثار و حماسهي اين ملت در تاريخ دفاع مقدس است.
از آن مهمتر، هنگاميكه دشمن بعثي از نبرد رو يا رو با رزمندگان اسلام در جبههها درمانده ميشد و ددمنشانه مناطق مسكوني، آموزشي و مراكز درماني را مورد حملات شديد هوايي و موشكي خود قرار ميداد، مردم سراسيمه براي اهداي خون و ... به بيمارستانها مراجعه ميكردند.
اين حركتهاي خدا پسندانه و ايثارگرانهي مردم، موجب دلگرمي رزمندگان و فرماندهان و مسؤولان كشور ميشد؛ تا جاييكه احساس مسؤوليت و انگيزه براي احقاق حقوق مردم و تنبيه متجاوزان در آنان تقويت ميگرديد.
تجلي ايثار و ايمان ملت خداجوي ايران در مساجد، مصداق اين حديث نوراني نبي اكرم(صلي الله عليه و آله) است كه فرمودند: «المسجد بيت كل تقي»
خداي متعال هم عنايت و رحمت واسعهي خود را چون باران بهاري بر دلهاي خرم و سرسبز مردان و زنان ما نازل كرد، تا حماسهاي ماندني و خواندني را در تاريخ دفاع مقدس رقم بزنند و بر افتخار دفتر مجاهدان و پاكبازان راه خون و شهادت بيفزايند و ابواب فضل الهي را بر روي بندگانش بگشايند.
9 ـ 32. ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
يكي از تأثيرات مهم مساجد در دوران دفاع مقدس، ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بود. عمدتاً تشييع شهدا از مساجد محلهها شروع ميشد و آحاد مردم با حضور بستگان و نزديكان شهدا در مساجد، محفلي روحاني و معنوي را برپا مينمودند و با توسل به ائمهي معصومين(عليهمالسلام) و ارواح شهدا، براي پيروزي رزمندگان و رسوايي دشمنان اسلام، خالصانه دعا ميكردند.
همچنين برگزاري مراسم شهدا در مساجد و دعوت از سخنرانان و صاحب نظران، از فعاليتهاي مهم روحاني و بسيج مساجد به حساب ميآمد. تشريح فرهنگ ايثار و شهادت و معرفي ويژگيهاي اخلاقي و اجتماعي شهدا، تأثير به سزايي در روحيهي مردم بهويژه جوانان داشت.
بسياري از ابعاد شخصيتي و اخلاقي رزمندگان، پس از شهادت آنان براي مردم بازگو ميشد و حتي نزديكان رزمندگان بعد از شهادت عزيرانشان متوجه ميشدند كه چه افراد بزرگواري براي شهادت گلچين شدهاند، و خداوند خريدار جان عاشقاني است كه جز به وصال او نميانديشند و در آتش فراق او ميسوزند.
به قول حافظ:
اي گل تو دوش داغ صبوحي چشيدهاي
مـــا آن شـقـايـقيــم كـه با داغ زادهايـم
رزمندگان ما مصداق اين حديث قدسي بودهاند: «اوليائي تحت قبائي».
يعني دوستان واقعي من تحت پوشش محبت من هستند و در بين مردم گمنام و ناشناختهاند؛ غبار فروتني بر چهرهي آنان نشسته است و دوست ندارند كسي از آنها تعريف كند. بر خلاف ما كه دوست داريم همه از ما ـ راست يا دروغ ـ تعريف كنند، آنان تعريف خود را خلاف بندگي و عبوديت ميدانستند، و حتي دوستاني كه آنان را ميشناختند، راضي نبودند كه چيزي در وصف آنها بگويند. اما بعد از شهادت كه دوستان و همرزمان از خصوصيات اخلاقي و سلوك عرفاني و حماسه آفرينيهاي آنان سخن ميگفتند، همه در حيرت فرو ميرفتند كه چگونه با اين عمر كوتاه و سن كم به آن مقامات بلند معنوي و عرفاني نايل آمدند.
بيان اوصاف و خاطرات شهدا در مساجد، تأثير الگويي فراواني در جوانان داشت و يكي از عوامل مهم تشويق آنان جهت اعزام به جبههها بود.
افسوس كه بعد از دفاع مقدس اين استوانههاي ايمان و شهادت فراموش شدهاند و بعضاً با ياد و آثار آنان هم برخوردي مصرفي با ذائقهي روزمرّگي ميشود، و مساجد رفته رفته از طنين حماسهي آنان بيبهره ميشوند و فرهنگ عافيت جويانه، طعنه به ميراث خونبار آنان ميزند، و باغبان ناشي، گل را به جاي خار وجين ميكند.
در آن باغي كه گلچين باغبان است
فغــــان بلبـلان بر آسمـــــان اسـت
10 ـ32. نقش مساجد در نشر ارزشهاي دفاع مقدس
مساجد پس از دوران دفاع مقدس نقش مهمي در نشر ارزشهاي دفاع مقدس و انتقال پيام شهيدان پيدا كردند. برگزاري مراسم سالگرد شهدا، برپايي نمايشگاهها، تهيهي روزنامههاي ديواري و تبليغات عمومي، از جمله فعاليتهاي مساجد پس از دفاع مقدس محسوب ميشود.
شهيدان دربارهي مسجد سفارشهاي فراوان نمودهاند؛ از آن جمله: راه ما را با حضور در مساجد ادامه دهيد. شهيدان، شب وروز به روي گلدستههاي مساجد نشسته و هنگام اذان به درب مسجد مينگرند كه كدام يك از دوستانشان در نماز جماعت حاضر ميشوند. شهيدان، نام بچههاي مسجد را نوشته و نزد امام حسين ـ عليه السلام ـ ميبرند، تا آنها را به عنوان شيعهي واقعي خود انتخاب كند و اعمالشان را تأييد نمايد.
شهيدي ديگر در وصيتنامهي خود مينويسد: نام و خاطرهي ما را در مساجد زنده نگه داريد، زيرا ما در مساجد با حقايق دين و عاشورا آشنا شديم. در مسجد جز ياد خدا همه چيز فراموش ميشود، و راز اين آيه در مسجد ميفهميم:
«وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلِّه فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ اَحَداً».
و همانا مساجد از آن خداست. پس هيچ كس را با خدا نخوانيد.
با توجه به سفارشهاي شهدا، متوليان امور بايد مساجد را همان گونه كه در دوران دفاع مقدس محور اصلي فعاليتهاي فرهنگي مربوط به جنگ بود، اينك نيز مركز اصلي نشر ارزشهاي دفاع مقدس بدانند و با برنامه ريزي درست و بلند مدت، نقش مساجد را در تداوم راه شهيدان نهادينه كنند.
همان گونه كه مساجد و روحانيت در پيدايش ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس نقش قابل توجهي داشتند، اينك در حفظ و نشر ارزشها و حماسههاي دوران دفاع مقدس هم نقش كليدي و حساسي به عهده دارند، از اين رو براي آن كه مساجد در اين زمينه به كارآمدي خود برسند، توجه به موارد زير ضروري است:
الف. تحقق مردم سالاري ديني در مساجد
يكي از بسترهاي عيني پيوند دين با مردم، مسجد است. از اين رو، زماني مردم سالاري ديني در كشور تحقق عيني پيدا ميكند كه مسؤولان و كارگزاران كشور، مساجد را مظهر پيوند علايق و آموزههاي ديني با مردم بدانند، و ائمهي جماعات را به عنوان زبان گوياي مطالبات مردم بشناسند، و ارتباط خود را با مردم از طريق مساجد نهادينه كنند و حضور در مساجد را به عنوان استماع مطالبات مردم و رفع نيازهاي آنان مغتنم بشمارند.
ب. مسجد؛ مركز فعاليتهاي فرهنگي
لازم است كارهاي فرهنگي و تبليغات ديني با محوريت مساجد انجام شود؛ بودجه و سرمايههاي فرهنگي در اختيار مساجد قرار گيرد؛ و بر اساس روز شمار انقلاب و دفاع مقدس، مجالس تبليغي و علمي، با شكوه هر چه تمامتر در مساجد برگزار گردد.
ج. مسجد؛ مركز مطالبات مردم
وقتي مسجد به عنوان بنياديترين نهاد ديني و مدني تحكيم يابد، آحاد مردم به مساجد هجوم ميآورند، زيرا در كنار نيازهاي معنوي و عبادي، مطالبات مادي و روزمرهي خود را نيز از طريق مساجد تأمين شده ميدانند.
د. مسجد و پيوند دين با سياست
پيوند دين با سياست با شعار تحقق پيدا نميكند. مساجد در طول تاريخ فعاليت خود نشان دادهاند كه براي راهبردي كردن اتحاد دين و سياست، نقش اول را بهعهده دارند. بسياري از شاهان براي مشروع جلوه دادن حكومت خود، در ظاهر به مساجد و روحانيت نزديك ميشدند؛ در حاليكه انقلاب اسلامي ما ماهيتي ديني دارد و بايد پيوند باطني خود را با مساجد حفظ كند. اگر انقلاب اسلامي بخواهد هويت ديني خود را منهاي مساجد دنبال كند، عملاً در چالش سكولاريسم گرفتار خواهد شد.
ه . مسجد؛ محل پيوند نسل امروز با فردا
مساجد، همان طور كه خانهي رزمندگان و شهيدان در دوران دفاع مقدس بودند، امروز بهترين كانون ديني و فرهنگي براي نشر ارزشها و اهداف والاي آنان به حساب ميآيند. اگر مسؤولان دفاع مقدس، مساجد را به عنوان مجاري انتقال ارزشهاي دفاع مقدس مورد توجه قرار دهند و به جاي ريختن بودجههاي كلان در هاضمهي هنر مدرنيته، استعدادهاي هنري و ادبي بسيجيان عزيز در پايگاههاي مساجد و نمازگزاران خلاق را شكوفا كنند، درحقيقت پيوندي جاودانه بين نسل امروز و فردا و ارزشهاي دفاع مقدس ايجاد خواهند كرد. در آن صورت، آحاد مردم همان طور كه حادثهي عاشورا را در گنجينهي تاريخ خود حفظ نمودهاند، به همان شكل وقايع هشت سال دفاع مقدس را بخشي از اعتقادات خود دانسته، آن را جاودانه در سينهي تاريخ اين ملت خواهند داشت.
دستاوردهاي بين المللي و منطقهاي دفاع مقدس
1. تثبيت اقتدار جمهوري اسلامي ايران
جمهوري اسلامي ايران ناخود آگاه به جنگي تمام عيار فراخوانده شد كه بر اساس پيش بيني كارشناسان نظامي و سياسي، توان مقابلهي ايران سه روزه بود. اما پس از هشت سال دفاع دليرانهي رزمندگان، نهتنها دشمن نتوانست يك وجب از خاك كشورمان را اشغال كند، بلكه در اوج درماندگي و عجز قرار گرفت، و همگان به عظمت، پايداري و اقتدار جمهوري اسلامي ايران اعتراف نمودند. امام راحل(ره) در اين باره فرمودند: «ما در جنگ ريشههاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم كرديم.»
تحقيقاً اگر امريكا طي هشت سال، اقتدار ملت ما را نديده بود، در سال 2003 به جاي حمله به عراق، ايران را مورد حمله قرار ميداد. اما آنچه كه همواره موجب انصراف دشمن از حمله شده، تثبيت اقتدار جمهوري اسلامي ايران در دوران دفاع مقدس بوده است.
2. تضمين استقلال كشور
كشوري كه مقتدر است، استقلال دارد. دشمن بعثي طي هشت سال، استقلال و آزادي ما را به چالش كشاند، اما با اثبات اقتدار نظام توسط رزمندگان، استقلال كشور نيز تضمين شد. اگر همهي آحاد ملت و بهخصوص احزاب سياسي كشور، استقلال و آزادي ايران اسلامي را مرهون مجاهدت رزمندگان و خون مقدس شهدا ندانند، ميتوان گفت با الفباي سياست آشنايي ندارند.
3. تولد استراتژي نوين دفاعي
امروزه استراتژيهاي دفاعي و تهاجمي بر اساس مباني كلاسيك و علوم نظامي تعريف ميشوند؛ اما در دفاع مقدس، دنيا با شكلي از دفاع مواجه شد كه نيروي انساني و ارادهي دروني او نقش اول را در دفاع داشت. عنصر ايمان و عشق به خداي متعال، امروزه مقولهاي است كه در محافل علمي و نظامي جهان به عنوان يك استراتژي نوين مورد مطالعه است.
4. ايجاد الگوي مبارزه با قدرتهاي بزرگ
از بركات هشت سال دفاع مقدس، ارايهي الگويي از مبارزه براي كشورهاي اسلامي و جهان مستضعفان است. امام راحل(ره)، يكي از بركات جنگ را الگوگيري كشورهايي چون فلسطين، افغانستان و ... در مبارزه عليه ستمگران و سلطهگران دانستهاند. اينك به بركت دفاع مقدس، كابوس شكستناپذيري قدرتهاي بزرگ در اذهان جهانيان شكسته شده است؛ به طوري كه امام راحل(ره) فرمودند: «ما در جنگ، ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم.»
5. اثبات مظلوميت ايران در جهان
جمهوري اسلامي ايران كه مورد هجوم ناجوانمردانهي دشمن قرار گرفته بود، فرياد مظلوميت خود را به گوش جهانيان و مجامع بين المللي رسانده بود، ولي توجه جدي به خواستههاي ايران نميشد؛ گويي همگان ميخواستند صدام پيروز ميدان شود، اما صدور قطعنامهي 598 و اعلاميهي دبيركل وقت سازمان ملل و نيز تجاوز عراق به كويت كه اعتراف رسانهها و كشورهاي مختلف مبني بر متجاوز بودن عراق را در پي داشت، سند مظلوميت جمهوري اسلامي ايران را امضا نمود و همگان به حقانيت ايران اعتراف كردند.
6. رشد روابط سياسي و ديپلماسي با كشورها
وقتي كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي منطقه، اقتدار و ثبات نظام جمهوري اسلامي را در دوران دفاع مقدس مشاهده كردند، خواهان توسعهي روابط همه جانبه با ايران اسلامي شدند. حتي كشورهايي كه تحت تأثير تبليغات دروغين استكبار جهاني قرار گرفته بودند، در دوران دفاع مقدس دريافتند كه انقلاب اسلامي، نهتنها قابل شكست نيست، بلكه ريشه در اعتقادات ديني و مذهبي مردم دارد.
حجم فعاليت ديپلماسي و تردد نمايندگان سياسي كشورها، به ويژه هنگامي كه رژيم عراق به كويت حمله كرد، رشد قابل ملاحظهاي يافت؛ حتي اعتراف بعضي از كشورها به حمايت از صدام در جنگ و متجاوز بودن رژيم عراق، از جمله مباحث ديدارهاي ديپلماسي بوده است.
7. اعتقاد به نقش ايران در تأمي